الشيخ رسول جعفريان

409

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شيعيان خود سفارش كرده بود تا ظاهرى آراسته و مرتب داشته و شخصيت اجتماعى خود را حفظ كنند . روزى آن حضرت ، يكى از شيعيان خود را ديد كه ماهيى در دست گرفته ، راه مىرود . خطاب به او فرمود : شما گروهى هستيد كه دشمنان زيادى داريد ؛ پس هر چه مىتوانيد ظاهرى آراسته داشته باشيد . « 1 » امام كاظم عليه السّلام و مباحث كلامى و فكرى از جمله مذاهب اسلامى كه در اواخر قرن اول هجرى پيدا شد و پس از آن هم سهم عمده‌اى در درگيرىهاى فكرى جامعه اسلامى داشت ، مذهب اعتزال بود ، اصل اساسى اين مذهب ، توجيه مسائل دين در سايه عقل بود ، « و اصل بن عطاء » و « عمرو بن عبيد » از جمله مهمترين رهبران آن بودند . توجيه مسائل دينى در پرتو عقل ، چيزى نبود كه براى شيعيان قبول نباشد ، اما نكتهء مهم اين بود كه سپردن مقوله‌هاى دينى به دست عقل ، به طورى كه در توجيه و تحليل عقلى اين مقوله‌ها راه افراط سپرده شود ، نمىتوانست نتايج مطلوبى به بار آورد . از نمونه‌هاى آن انواع و اقسام عقايدى است كه به وسيلهء اين عقل‌گرايان دربارهء توحيد مطرح مىشد . گاهى صفات متضاد بر خدا نسبت داده و گاه برخى از صفاتى كه به تصريح قرآن ، خدا متّصف به آنها است از حضرت بارى سلب كرده‌اند . اين حركت براى شيعيان كه خود امام معصوم داشتند ، قابل قبول نبود . به ويژه كه در فرهنگ شيعه ، اصول‌گرايى ، به معناى توجه به احاديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از اساسىترين اصول محسوب مىشد . در كنار آن ، امامان خود در دفاع از حقانيت اسلام ، توجيهات عقلى نيز ارائه مىدادند . در همين زمينه ، شاگردانى هم تربيت شدند كه رسالت آنها دفاع عقلانى از دين و عقايد مذهب شيعه بود . در برابر معتزله ، گروههايى از اهل حديث بودند كه گرفتار احاديث جعلى فراوانى بوده و در مسألهء توحيد ، گرفتار شبهات و مشكلات بسيارى بودند . به هر روى ، در جامعهء آن زمان ، مبحث توحيد و صفات خدا ، اهميت فراوانى داشت . طبعا راهنماييهاى آن حضرت ، مىتوانست ، شيعيان را از تأويلات و

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 480 : « يا معشر الشّيعة إنّكم قد عاداكم الخلق فتزيّنوا لهم بما قدرتم عليه . . . »